ذبيح الله صفا

1302

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

777 كه سال وفات آن پادشاهست ، اتمام پذيرفته باشد . امّا تاريخ صريحترى را در اين مورد فقط مىتوان از پايان نسخه‌يى از كتاب دستور الكاتب متعلق بكتابخانهء كوپرولو در استانبول كه بسال 798 هجرى استنساخ شده است بدست آورد « 1 » . در پايان آن نسخه از قول شمس منشى چنين نقل شده كه وى مسودهء كتاب را در دوم ماه رجب سال 761 هجرى بپايان برد و بسال 767 در تبريز تصحيح نمود و پاكنويس كتاب يعنى نسخهء نهايى آن را در بيست و چهارم رجب همان سال ترتيب داد . عبارت منقول از شمس منشى در پايان نسخهء ذيقيمت مذكور چنين است : « قال المصنف طاب مثواه تمام شد سواد كتاب دستور الكاتب فى تعيين المراتب بر دست مصنفش الفقير الى اللّه الغنى المغنى محمد بن هندو شاه المشتهر بشمس منشى غفر اللّه له و لوالديه و احسن اليهما و اليه در ثانى رجب مرجب عمت بركته لسنة احدى و ستين و سبعمائة ، و تصحيح يافت در سبع و ستين و سبعمائة بدار الملك تبريز و اتمام اين بياض در بيست و چهارم رجب سال مذكور اتفاق افتاد . . . » موضوع دستور الكاتب ، همچنانكه از نام آن برمىآيد ، بحث دربارهء ترسّل و انشاء و قواعد دبيرى و نمونهء نامه‌هاست برحسب مراتب اشخاص . او خود در ديباچهء كتاب مىگويد كه چون معاصرانش منشآت او را ملحوظ نظر گردانيده و ترتيب مجموعه‌يى از آنها را از وى خواستار شده بودند ، ناگزير با همهء مشكلات و عوائقى كه در راه او بود ، بدين كار دست يازيد و آن را در يك مقدمه و دو « قسم » و « خاتمه » مرتّب گردانيد . مقدمهء كتاب « در بيان كيفيت اين كتاب و شرط شروع متأمل در آن و ذكر موضوع علم انشاء و ذكر منشيان و چند حكايت كه مناسب آنست با لوازم و لواحق آن » و قسم اول در مكاتبات و قسم دوم در احكام ديوانى ؛ و خاتمه « در وصيت و شرطى چند كه مصنف را با متأمّلان اين كتابست ، و ذكر التزامات و بيان خواص اين كتاب . اهميت كتاب دستور الكاتب نه تنها در اشتمال بر نمونهاى زيبايى از نامه‌هاى گوناگون است ، بلكه بيشتر

--> ( 1 ) - رجوع شود به حاشيهء صفحهء XXIII از مقدمهء دستور الكاتب چاپ مسكو . نسخهء مذكور « از نسخه‌يى كى منقول بود از اصل مصنف نقل كرده شد . »